علي بن حسين انصارى شيرازى

231

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

ماسرجويه گويد سودمند بود جهت سفيدى چشم و نزول آب و گويند چون بپزند و كودكان را كه فتق بود در آب آن نشانند سودمند بود و ابن مولف گويد زنان شيراز چون كودكان درد زهار يا خصيه داشته باشند بيضه‌هاى وى را در شير مادر حل كنند يا در روغن مىجوشند و مىمالند سودمند بود و مجرب است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سلحفاة بضم سين به فارسى كشف و سنگ‌پشت و به شيرازى لاك‌پشت و بتركى تسباغه و بهندى كچهوا نامند و بزرگ نهرى را در بغداد و نواحى آن رقا گويند لاتين TESTUDO فرانسه TORTUE انگليسى TORTOISE سلدانيون درختى است كه بالاى وى مقدار سه گز از زمين برآمده باشد و گل سرخ دارد بعد از آن دانهء از گل پيدا شود مانند گشنيزى و آن نبات با حب وى جهت مار و مجموع گزندگان زهردار سود دهد چون بياشامند سينه و حلق را از خشونت پاك گرداند و آواز را نيكو بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سلدانيون بفتح سين لغت نبطى است و در مصر سديان نامند و آن درختى است قريب بدرخت بيد و برگ آن شبيه بدرخت غرب و سرخرنگ و تخم آن شبيه بشاهدانه و با شيرينى و قبض سلاحه بول بز كوهى بود كه هنگام تهيج بر سنگ كرده باشد و سنگ سياه شده باشد و مانند قير بود در ادويه استعمال كنند جذام را نافع بود سلمه شوك قبطيه بود و گفته شود سماق طمطم نيز گويند و عرب آن را سماق الدباغين خواند بهترين آن تازه و سرخ بود طبيعت آن سرد بود در دويم و گويند در اول و خشك بود در سئوم بغايت قابض بود منع نزف بكند تا به حدى كه بعضى گويند كه اگر بر خود بياويزند همين عمل كند و قوت ورق وى هم قبض بود مانند اقاقيا و طبيخ ورق وى موى را سياه گرداند و بدان حقنه كردن قرحهء امعا را سود دهد و خوردن و در آن نشستن به همين سبيل و اگر در گوش چكانند چركى كه از گوش روانه بود ببندد و ورق وى خشك چون با آب بپزند تا بقوام آيد مانند حضض بود در عمل و فعل و با ثمر وى اگر چنين كنند همين اثر ظاهر كند و چون در طعام اندازند موافق بود كسانى را كه اسهال مزمن داشته باشند و قرحهء امعا و چون با آب ضماد كنند منع حمره و ورم قحف بكند و چون با عسل بياميزند خشونت اجفان را نافع بود و منع سيلان رطوبات از رحم بكند و بواسير زايل گرداند و چون با فحم چوب بلوط سحق كنند منع بواسير بكند چون بدان نهند و نقيع ثمر وى چون بپزند تا غليظ شود فعل وى نيكوتر بود از فعل ثمر و صمغ وى چون بر سوراخ دندان نهند منع وجع بكند و چون بپزند و آب وى بر وى بريزند متورم نشود و رازى گويد چون سماق با شراب قابض بياشامند قطع اسهال بكند و نفث دم و رطوبت از رحم بكند و كثرت بول را نافع بود و بعضى گويند اگر وى را در پارهء صوف سرخ بندند و بر كسى كه خون از وى روانه بود از هر موضع كه بود بياويزند قطع آن بكند و ابن ماسويه گويد كه اشتهاى طعام بازديد كند بسبب ترشى كه در وى بود طبيعت ببندد بسبب عفوضتى كه در وى بود و اسهال صفراوى كه مزمن شده باشد را سودمند بود چون بخورند يا بدان صبغ كنند و اگر با گوشت دراج يا مرغى بپزند شكم ببندد و اگر بر معده ضماد كنند هم قبض كند و چون در گلاب خيسانند و از آن گلاب در چشم كشند در ابتداى درد چشم كه از گرمى بود يا مادهء گرم بود سودمند بود و حدقه را قوت دهد و سويق وى شكم ببندد و معده را سودمند بود و هيجان صفرا و اسهال آن را نافع بود و اسحق بن عمران گويد كه اگر از نقيع آن در چشم كشند سلاق را و سوزش چشم و خارش آن زايل كند و اگر كسى كه قى دايم كند و هيچ در معده قرار نگيرد سماق و كمون نيم‌كوفته كنند در آب سرد بياشامند قى بازدارد و سماق مقوى معده و دماغ بود و تشنگى